تمام ناتمام من

بر صلیب بی کسی ها چون مسیحا مانده ام

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت توسط شیما |


 

 

نوشته شده در جمعه بیست و یکم شهریور 1393ساعت توسط شیما


و خداحافظي‌اش


آن‌چنان چلچله‌سان است كه من مي‌خواهم


دائما باز بگويد


خداحافظ


اما نرود ...

 

نوشته شده در جمعه بیست و یکم شهریور 1393ساعت توسط شیما |


من


رازی را پنهان نکرده‌ام


قلبم کتابی‌ست ...


که خواندنش برای تو آسان است.


من


همواره تاریخ قلبم را می‌نگارم ؛


از روزی که در آن


به تو عاشق شدم

 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت توسط شیما |


از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتم

آزار دهنده بود ...

گرچه اکنون متقاعد شده ام ؛

که هیچکس کسی را از دست نمی دهد

زیرا هیچکس مالک کسی نیست ...

این تجربه واقعی آزادی است :

داشتن مهمترین چیزهای عالم ، بی آنکه صاحبشان باشی !

 

نوشته شده در شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت توسط شیما |


چه سکوتیست

انگار هیچکس در دنیا نیست !

و شاید ...

من در دنیای هیچکس نیستم ...

 

نوشته شده در جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت توسط شیما |


هزار مرغ دریایی


در سینه‌ی من گرفتارند

اگر


این پنجره باز شود ...

 

نوشته شده در یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت توسط شیما |


هیچ کس سرش آنقدر شلوغ نیست

که زمان از دستش در برود و شما را از یاد ببرد

همه چیز برمی گردد به اولویت های آن آدم

اگر کسی به هر دلیلی تو را یادش رفت

فقط یک دلیل دارد: تو جزو اولویت هایش نیستی!

 

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت توسط شیما |


 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت توسط شیما |


خدایا خوابی ؟؟؟


حواست به این دنیا نیست ؟؟؟


گویا باران زیاد باریده ...


انسان هایت لجن شده اند


دیگر خاکی نیستن ...

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت توسط شیما |



مطالب پيشين
» 128
» 127
» 126
» 125
» 124
» 123
» 122
» 121
» 120
» 119

Design By : Pars Skin